امروز رفتم تو کافی شاپ، دیدم همه با دوست دختراشون نشستن.

امروز رفتم تو کافی شاپ، دیدم همه با دوست دختراشون نشستن. منم که تنها بودم.
راستشو بخوای حسودیم شد. گوشیو گرفتم در گوشم، داد زدم: بدبخت بیا خواهرتو ببین، تو کافی شاپ کنار یه پسره نشسته...

همه دخترا فرار کردن...
آی حال کردم
آی دلم خنک شد!

برگی از خاطرات
دیدگاه ها (۵)

ﺑﻪ ﯾﮏ ﺩﻭﺱ دختر ﺑﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ زیر ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪﯾﻢ . . . . . . . . . -1 ﺧ...

از خیار پرسیدم چرا تهت تلخه . . . . . . . . . . . . . . . ....

بابابزرگم ک 85 سالش شد خوردمش ب تو ربطی نداره با...

تو پاساژ راه میرفتم که یهوخوردم به یه نفرو افتادزمین.. سریع ...

☆(Part8)☆سوار ماشین شدم و راهی شدم چون خودم ماشین سواری بلدم...

رمان مثلث عشقی

مافیای من ۲ Prtویو ات *همینجوری نشسته بودم و به و به معلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط