خودت می‌دانی

خودت می‌دانی
من اهل پارک و کافه و سینما نیستم،
قرارمان همان کوچه قدیمی،
تو نذری بیاور...
من در را باز می‌کنم،
تو لبخند بزن،
من
م م ن
م م ...
بشقاب شکست!
دیدگاه ها (۷)

از جهان ترد شدم!ڪنج قفس سرد شدم!دخترے گوشھ ے زندان دلم میرقص...

با چشم و ابرو های خود چندین نفر را کشته ایدر نزد ابروهای تو ...

اونجا که شاملو میگه حوصله‌اتکه سر می ‌رود، با دلم، با دوست د...

موهایت را هر کسی میتواند ببافداما روزی خواهی فهمید دیگر هیچک...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ فرس...

شوهر یا ارباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط