زمان گذشت و من زن های بسیاری را دوست داشتم. همگی آنان مرا

زمان گذشت و من زن های بسیاری را دوست داشتم. همگی آنان مرا در آغوش می گرفتند و
می پرسیدند که آیا آنها را فراموش نخواهم کرد؟ میگفتم: آری فراموش نخواهم کرد.
اما تنها کسی که هیچوقت او را فراموش نخواهم کرد کسی بود که هرگز از من نپرسی.....
دیدگاه ها (۷)

گفت : فرق رویا با آرزو چیست ؟گفتم : آرزو یک حقیقت نزدیک استو...

:نه مرگ آنقدر تلخ استنه زندگی آنقدر شیرین ،که انسان برای این...

چه کسی می داندعشق با این همه زیباییچه رنگی دارد!من فقط می دا...

یک زن خیلی کارها را انجام نمیدهد! خیلی چیزها را به رویت نمی ...

✲ ✍️ پرسیدند آیا او را تا سر حد مــرگ دوست داری... ؟!گفتم : ...

«من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخش...

یک عده می گویند عاشورا و امام حسین علیه السلام را سیاسی نکنی...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌‌غول از نگاه چوپان پیر :روزی از چوپا...

💠نشانه های دوست واقعی🌸امام علی علیه السلام فرمودند:🔰«لا يَكُ...

بی حجابی

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

مینی فیک

Dana-Apada

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط