شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد
ای کوهکنم ! نقش مرا برده ای از یاد ؟

هر بار که با شوق سرودم غزلی ناب
افسوس نبودی و غزل از دهن افتاد

تا جامه ای از شعر کشیدم به بر تو
ابیات همه بوی تن فاصله می داد

من ساخته ام از تو زبان دگری را
هر واژه ترک خورده و هر قافیه ناشاد

آن باد که از دست تو انداخت زمینم
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد !
دیدگاه ها (۶)

®

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جاری امنه لایقم به دشمنی نه آن ک...

®

من پذیرفتم شکست خویش را........پندهای عقل دوراندیش را..........

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط