USJ
((USJ 4))
میدوریا: باید بیرم کمک بقیه!
شوتو و آشوشی: آره
باکوگو: نفله آخه با این همه خون زیری چطوری می خوای به بقیه کمک کنی؟؟
راوی: آشوشی یه نیش خند زد و با کوسه ی یائومومو ۳ تا جعبه ی کمک های اولیه درست کرد و به میدوریا و باکوگو و شوتو داد.
آشوشی: این جعبه های هر چیزی که بری کمک به ضخمی ها نیاز دارید دارن ها باید پخش بشیم و به بقیه کمک کنیم.
شوتو: آخه آشوشی خود چی هنوز کلی خون ریزی داری و با ضخم چطوری می خوای مبازره کنی؟!
راوی: آشوشی یه خندهی کوچولو کرد و بعد یه زره چسب درست کرد و ضخمش رو بست
آشوشی: حالا زود همه بیرید!
راوی: آشوشی با کوسه ی تکنوبلید ۱۰ تا کپی درست کرد و از این جا به بعدش داستان تبقه داستان اصلی پیشرفت.
پارت بعدی: اولین ابراز علاقه!
#jungkookweloveyou
میدوریا: باید بیرم کمک بقیه!
شوتو و آشوشی: آره
باکوگو: نفله آخه با این همه خون زیری چطوری می خوای به بقیه کمک کنی؟؟
راوی: آشوشی یه نیش خند زد و با کوسه ی یائومومو ۳ تا جعبه ی کمک های اولیه درست کرد و به میدوریا و باکوگو و شوتو داد.
آشوشی: این جعبه های هر چیزی که بری کمک به ضخمی ها نیاز دارید دارن ها باید پخش بشیم و به بقیه کمک کنیم.
شوتو: آخه آشوشی خود چی هنوز کلی خون ریزی داری و با ضخم چطوری می خوای مبازره کنی؟!
راوی: آشوشی یه خندهی کوچولو کرد و بعد یه زره چسب درست کرد و ضخمش رو بست
آشوشی: حالا زود همه بیرید!
راوی: آشوشی با کوسه ی تکنوبلید ۱۰ تا کپی درست کرد و از این جا به بعدش داستان تبقه داستان اصلی پیشرفت.
پارت بعدی: اولین ابراز علاقه!
#jungkookweloveyou
- ۱.۶k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط