از الان به بعد بجای تماشای عکسام میتونی خودم رو تماشا کنی

از الان به بعد بجای تماشای عکسام میتونی خودم رو تماشا کنی...

موضوع:ما دانشجو بازیگری یکی از مدرسه‌های خوب کره هستیم و چانگبین که آیدله یه روز با ما برخورد میکنه بعد دفترچه ما که توش درمورد سناریو‌هایی که با چانگبین می‌ساختیم رو نوشتیم یا نقاشی کشیدیم بعد چانگبین میاد اون رو به ما پس بده و اعتراف میکنه اون رو خونده و بعد رابطه
Part:2

صبح با حس دردی توی ناحیه شکمت چشمات رو باز کردی و از روی تخت بلند شدی و با صحنه‌ای که دیدی برای لحظاتی خشک شدی،آه درسته درسته پریود شده بودی
+واقعا که همین یه روز رو هم نمی‌تونم خوب بگذرونم همین یه روز تعطیل هم خوب پیش نمیره😒
رو تختی رو در آوردی و گوشه‌ای کنار تخت گذاشتی تا بعد از انجام کارهات ببری و بشوریش،به سمت دستشویی داخل اتاق حرکت کردی پد برداشتی و بعد از عوض کردن لباس زیرت بهش چسبوندی،گوشیت رو بر دست گرفتی و آهنگ مورد علاقت رو پلی کردی و شروع به مسواک زدن کردی،بعد از اتمام کارت صورتت رو شستی و از دستشویی خارج شدی،ملافه رو برداشتی و بردی و توی لباسشویی انداختی،شروع به پختن پنکیک برای صبحانه‌ت کردی،وقتی مواد پنکیک حاضر شد داخل تابه ریختی و کمی منتظر موندی تا بپزه،وقتی تمام پنکیک‌ها حاضر شد با کمی توت فرنگی و موز روش رو تزئین کردی و شروع به خوردنش کردی.
آخرین گاز پنکیک رو هم وارد دهنت کردی و ظرف رو به سمت سینک بردی و شروع به شستنش کردی و رفتی روی مبل نشستی تا کمی استراحت کنی پس سریالی پلی کردی و نگاهش کردی.
حدود 2 ساعتی میشد که مشغول دیدن اون سریال بودی و متوجه تغییر زمان نشده بودی ولی باصدای شکمت به خودت اومدی و چیزی برای ناهار سفارش دادی،وقتی غذا رسید با تمام اشتیاق شروع به خوردنش کردی و بعد از تموم شدن غذا چشمات رو بستی تا کمی به خواب بِری و در کمال ناباوری فوراً به خواب رفتی‌.
ساعت نزدیکای 4:30 ظهر بود که دردی از سمت شکمت به سراغت اومد چشمات رو باز کردی و کشی به بدنت دادی و از جات بلند شدی،کمی نشستی تا خواب از سرت بپره وقتی این اتفاق افتاد حاضره شدی و وسیله هات رو برداشتی و به سمت پارک رفتی تا کمی نقاشی بکشی.
روی صندلی نشستی و بوم رو از کوله‌ت در آوردی و شروع به کشیدن طرحی که از قبل انتخاب کرده بودی شدی.
اونقدری روی نقاشیت تمرکز کرده بودی که متوجه حضور چانگبین روبروت نشده بودی.
وقتی نقاشیت به پایان رسید بوم رو گذاشتی کنار تا خشک بشه و دفترچه‌ت رو برداشتی تا مثل همیشه بنویسی،صفحه‌ای رو آوردی خودکار رو برداشتی و شروع به نوشتن کردی که با شنیدن صدای چانگبین به خودت اومدی
_اوه دختر تو چقدر با استعدادی فک کنم حتی هیونجین هم نتونه همچین چیزی خلق کنه کارت واقعا عالیه ادامه بده🫠
+صبر کن ببینم...تو از اول اینجا بودی؟؟؟
_از اول هم که نه چند دیقه‌ای میشه که اومدم اگه مزاحمتم میرم
+نه نه مشکلی نیست راحت باش
_اوکی...ببینم بازم داری نقاشی میکشی؟😁
چانگبین دفترچه ات رو برداشت و وقتی چشمش به نوشته‌ها افتاد...
ادامه داره..‌.

شرایط پارت بعدی:
35 لایک🎀
5 شیر(بازنشر)🧚‍♀️
دیدگاه ها (۱۰)

:)

دیشب تو تیک تاک سرچ کردم سلبریتی شبیه من و خب ببینین کی رو آ...

از الان به بعد بجای تماشای عکسام میتونی خودم رو تماشا کنی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط