🌿بغل : مث حل شدن شکر توی چایی!

🌿بغل : مث حل شدن شکر توی چایی!

آقای دکتر !شما گفتی بعد از قرنطینه میتونیم ببوسیمش..!خیلی خوب شد،خیلی! آخه قبل از قرنطینه‌ هیچ‌وقت نبوسیدیمش..
نمیخوایم حسرت نگا کردن تو چشاش از فاصله یه بند انگشتی بمونه به دلمون..اون موقع ها که می تونستیم انگشتاشو قفل کنیم بین انگشتامون نرفتیم دستاشو بگیریم.حالا الان میگن این مریضی کوفتیه اومده حتی از در خونه نمیاد بیرون که راه رفتنشو ببینیم چه برسه که داغی لباشو رو گونه هامون حس کنیم.

اون وقتا که می تونستیم چند ساعت تو بغلش حل کنیم خودمونو مثه شکرِ تو چاییِ سر صبح نرفتیم جلو،حالا الان باید بشینیم کنج اتاق تو فکرمون بهش نزدیک شیم،دستاشو بگیریم ببوسیمش آب شیم تو بغلش.
آقای دکتر !کاش زودتر این روزا بگذره بریم ادا کنیم حسرتایی که رو دلمون مونده


#عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

وقتی آسانسور ایستاد، دایون بدون هیچ ترسی به بیرون قدم برداشت...

#سفر_به_فرانسه تا شهر #نوفل_لوشاتو حدود دو ساعتی راه بود. تم...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

آقای دکتر شما گفتی بعد از قرنطینه میتونیم ببوسیمش..خیلی خوب ...

چند تا نوستالژی کوتاه رفاقتی و خودمونی، قابل استفاده برای کپ...

set me free🔪 p11

##my_fierce_daddy#p_18م.ته: آره خب من بعد از حرفایی که پشت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط