پارت چرا من

پارت ۱۱ چرا من
کاتیا: می دونم
لونا : تو اسمم از کجا می دونی ( تعجب)
کاتیا: ارباب گفت اسمت همیشه ورد زبونش بود ( خنده آروم )
ویو راوی : با حرفی کاتیا زد لونا تعجب کرده بود و با خودش می گفت چرا باید اسم من ورد زبون اون باشه هوفی کشید و دوباره دراز کشید
بنظر شما حس جئون چی بود ؟
عشق یا عذاب وجدان
ویو لونا : هنوز افکارم بهم ریخته بود بلند شدم و به سمت کمد رفتم و بین لباسا یک دست لباس برداشتم و به سمت حموم رفتم و یک دوش ۲۰ مینی گرفتم لباسام پوشیدم سمت در اتاق رفتم در باز کردم به طبقه پایین رفتم اون روی کاناپه نشسته بود و کتاب می خوند به سمتش رفتم
لونا : اسمت ؟
جئون : چی
لونا : اسمت بگو
جئون : تو اسم منو نمی دونی ( تعجب)
لونا : نه
جئون : جئون
لونا : اهم
جئون : چطور ممکن اسم منو ندونی
لونا : تو حتی اجازه حرف زدن به من نمی دادی چطور ممکن اسمتو بدونم بعدش هم اون اتفاق
جئون : درسته
ویو جئون : تمام مدت که باهاش حرف می زدم داشتم کتاب می خوندم وقتی سرم بلند کردم و قتی دیدمش زبونم بند اومد اون شبیه فرشته ها شده بود اون واقعا خیلی خوشگله واقعا بی نظیره غرق افکار خودم بودم که صدای لونا رشته افکارم پاره کرد
لونا : جئون
جئون : ها بله
لونا : چرا رفتی تو فکر
جئون : ...............

اسلاید دوم لباس لونا 

های بچه‌ها از این به بعد ساعت ۷ براتون پارت میزارم و امیدوارم راضی باشید یلداتون مبارک کیوتا 🦋✨
راستی بابت حمایت هم ممنون
دیدگاه ها (۹)

پارت ۱۲ چرا من جئون : هیچی لونا : اهم جئون : بیا بریم غذا بخ...

پارت ۱۳جئون : اینقدر داد نزن کسی در باز نمی کنه لونا : روان...

پارت ۱۰ چرا من جئون : لونا من سگ نکن ( عصبی) لونا : اگه بکن...

پارت ۹ اسم رمان : چرا من جئون : معزرت می خوام واقعا متاسفم (...

پارت ۶ :𝐃𝐚𝐫𝐤𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞ویو مایک :جنا خیلی داشت می خورد پس بهش گفتم...

Part:39. #ریاست.عشقکه دیدم ...

part:34name: عشق و جداییویو بورابعد از اتمام کتاب بلند شدم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط