((( کمان )))
((( کمان )))
ابرو , چو کمان در تک و تاز است .
هر جنبشِ آن , معدنِ راز است .
* بر جان و دلِ عاشقِ شیدا .
سر سلسله یِ عشوه و ناز است .
در ساحتِ آن , هر مژه چون تیر .
این تیر , بسی در تک و تاز است .
* منزلگهِ ناز است و. کرشمه .
آنجا که دلی غرقِ نیاز است .
از ترکشِِ آن , دیدم عظیما .
آتشکده یِ سوز و گداز است .
==================##
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
ابرو , چو کمان در تک و تاز است .
هر جنبشِ آن , معدنِ راز است .
* بر جان و دلِ عاشقِ شیدا .
سر سلسله یِ عشوه و ناز است .
در ساحتِ آن , هر مژه چون تیر .
این تیر , بسی در تک و تاز است .
* منزلگهِ ناز است و. کرشمه .
آنجا که دلی غرقِ نیاز است .
از ترکشِِ آن , دیدم عظیما .
آتشکده یِ سوز و گداز است .
==================##
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
- ۴.۸k
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط