بہ رویدادے بزرگ محتاجم

بہ رویدادے بزرگ محتاجم
اتفاقے کہ بے خبر باشد
کاش وقتے بہ خانہ برگشتم
کفش هاے تو پشت در باشد...
دیدگاه ها (۱۲)

هستند روزهایی که،،هرگز از فکرت بیرون نمی روند..

درد داریم که این موقع شب بیداریمور نه هر آدم سالم سر شب میخو...

کاری ندارمکجایی چه می کنی...بی عشق سر مکنکه دلت پیر میشود...

میان این همہ مهمانچقدر تنهایم...وقتے در بین این همہ کفشکفش ه...

🖤 من به هوای تو، گریه برای تو، به خوبی‌های تو محتاجمخدا می‌د...

سلام من برگشتم حالا به اتفاقی افتاد رفتم و شنیدم که تهکوک دی...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط