مثلث عشقی من

مثلث عشقی من
پارت۱۰:

ات ویو

که یهو در اتاق باز شد
ارباب بود و فقط یه باکسر پاش بود
بیشتر تحریک شدم نیازش دارم اونم زیاد به ناله آرومی از دهنم خارخ شد

کوک ویو

رفتم تو بدون اینکه در بزنم رفتم داخل
که دیدم ات با سوتین بیشتر تحریک شدم با اون ناله آرومی که کرد تحمل نکردم و گفتم:
کوک: ات بهت نیاز دارم
ات:م...منم اههه
آروم به طرفش رفتم و بوسیدمش
کوک: اوممم چه لبای خوشمزه ای داری
ات: ارباب بهتر بیشتر از...
دستم رو گذاشتم رو دهنش و گفتم:
کوک: فقط بگو ددی اوکی بیب؟
(هرکی اسمات میخواد بیاد پیوی)
.
.
.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۲)

مثلث عشقی من پارت ۱۱:ات ویواز خواب با دل درد شدیدی بیدار شدم...

اگه ماه آخر بارداریت باشهنامجون (RM): «آرامش در میان آشفتگی»...

مثلث عشقی من پارت۹:ویو رسیدن به خونه کوکات ویوکوک: بیدار شو ...

مثلث عشقی من پارت ۸:ویو کوککوک: بسه دیگه بهت زیاد رو دادم ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط