مثلث عشقی من

مثلث عشقی من

ات ویو

که یهو در اتاق باز شد
ارباب بود و فقط یه باکسر پاش بود
بیشتر تحریک شدم نیازش دارم اونم زیاد به ناله آرومی از دهنم خارخ شد

کوک ویو

رفتم تو بدون اینکه در بزنم رفتم داخل
که دیدم ات با سوتین بیشتر تحریک شدم با اون ناله آرومی که کرد تحمل نکردم و گفتم:
کوک: ات بهت نیاز دارم
ات:م...منم اههه
آروم به طرفش رفتم و بوسیدمش
کوک: اوممم چه لبای خوشمزه ای داری
ات: ارباب بهتر بیشتر از...
دستم رو گذاشتم رو دهنش و گفتم:
کوک: فقط بگو ددی اوکی بیب؟
(هرکی اسمات میخواد بیاد پیوی)
.
.
.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

مثلث عشقی من ات ویواز خواب با دل درد شدیدی بیدار شدمدیدم ارب...

اگه ماه آخر بارداریت باشهنامجون (RM): «آرامش در میان آشفتگی»...

نهمثلث عشقی من ویو رسیدن به خونه کوکات ویوکوک: بیدار شو رسید...

ویو کوککوک: بسه دیگه بهت زیاد رو دادم ات: عذر میخوام ارباب ک...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط