هبوط

هبوط....
پاییز

نگران بودم که برگ‌ها ناگهان محو شوند
من تازه به برگ‌ها خو گرفته بودم
به صدای پای تو
چه می‌خواستم
چه نمی‌خواستم

برای این همه پاییز در راه
طاقت ما کم است....
دیدگاه ها (۴)

هبوط ..برای کسی که الان می آید ...سالهاست

هبوط...در سرم از عشق این سودا خوش استدر دلم از شوق این غوغا ...

هبوط...مرا بیاد بیاور هر بار برای آنچه که زیستن نامش هستمن ب...

روز ملی خوشنویسی ...

یلدا آخرین دلبریِ پائیز است…صدای تیک تاک ساعت می آید زمان می...

بیاد بابامحمدم

🍁🍂   این برگ‌های زرد    به خاطر پاییز نیست    که از شاخه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط