صدایت از دور آشناست

صدایت از دور آشناست
بر گوشم می رسد
تو داری می آیی
به خاطرم می رسد
نامه ات را قبل از آمدنت خواندم
نوشته بودی منتظرم باش
به خدا نگاهم خواهد آمد
من هم بر سر جاده
در انتها می دوانم نگاهم را
چشمانت را می بینم
کمی هم آشناست
...راحت را زودتر طی کن
آمدنت روزی می رسد

@nrain.18 ❤
دیدگاه ها (۵۲۶)

مهگُل جان ،درگذشت تِه جان مارِ تسلیت گِمبه 🌷 هیج کلمه ای ند...

در امتدادِ سرآغاز هر بند ـ سپید های- قافیه تنگبه سر سودای بی...

عشق چیست پرسیدمدر خوابآرام لبانش را باز کرددر گوشم گفت"او" س...

خب بازم تولد داریم البته دیروز بود ولی من دیروز نشد که بیام ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

نمیتوانم بتوتکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط