سکوت میکنم امشب به جای گفت و شنود

سکوت میکنم امشب به جای گفت و شنود
مرا ببخش که دل، گرم صحبت تو نبود

من آن تبسم بی پاسخم که هیچ کس
به یاد من غزل عاشقانهای نسرود

گناهکارم و در دام خود گرفتارم
اسیر در قفس تن به اتهام وجود

دروغ گفتم و سوگند خوردم آه! دریغ!
بخوان دوباره دلم را به جایگاه شهود

به آسمان حقیقت ببر مرا، ای دوست
که عشقهای زمینی دل مرا نربود...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

ما همانیم، همانی که خودت می‌دانیدو هواییم؛ دمی صاف و دمی بار...

دلم برای کسی تنگ استکه آفتاب صداقت رابه میهمانی گلهای باغ می...

پناهجوی شبم، آفتاب می‌خواهمچقدر تشنه بمانم؟ شراب می‌خواهم!حس...

با دلم بر بومِ نقاشی کبوتر می‌کشم ...از بلندای خیالم سویِ‌ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط