منتظر

منتظر
چشم به راه
در سکوتی از گناه

هنوز برف می بارد
هنوزم
ناجوانمردانه سرد است هوا
هنوزم تا
که دستی سوی کس یازی
به اکراه نه
یقینا" دست را پنهان گذارد
تا نگیرد دست
زمان دلمرده
سقف این جهان کوتاه
غبار آلوده از رویا
نفیر مرگ در
بیداد
نشسته چون
خسی بر باد
"از این فرهاد کُش فریاد"
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

تا پَر پَر نگردد گُلگُلاب حاصل نمی گرددتا ویران نگردد دلعشق ...

زندگی بغض هم آغوشی نیستصحبت ِ صورت و زیبائی نیست عشق از دل م...

حسرت زیبا شدن را از طبیبان مطلبدل چو زیبا شد خداوند می نگارد...

ای که از قاعده ی مرگ می کشی بر عشق چنگی چهره بنما و برون آی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط