, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم
تار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم

بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم

انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
هی بگو فردا و فردا،باز هم امروز ،فردا می کنم

گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب ما
زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم....!
دیدگاه ها (۱)

‌ عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا ...

نشنیدی که دلم گفت بمان ایست نروبه خدا وقت خدا حافظی ات نیست ...

دارم امشب بین دل ها رفت و آمد می کنمگر عبورت را نبینم، عشق ر...

بگو چگونه بی تو من به آینه سفر کنمچگونه بی حضور تو من از دلم...

باز کن دررابرایت شعر ناب آورده ام یک غزل شیرین تر از شهد شرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط