قسمت ششم.....

قسمت ششم.....
یهو دیدم که یه عالم ادم ریخته دور عشق من ریختن......جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
باور نمی کردم یه روز کیم سوهیون رو ببینم... اتاقم توی نیویورک پر از عکساش بود... یهو پسرای اکسو هم دیدنش کف کردن.... من و ته یون عین اسکلا به سوهیون بود. یهو دیدم ته یون زد رو شونم و گفت :دوسش داری؟؟
+نع..
-جدی؟؟؟؟
+من دوسش ندارم بلکه عاشقشم.
جونگین : چشمم روشن عاشقم که شدی؟؟؟؟؟؟؟؟
+بله...... پس چی؟؟؟
ته یون :هیس.... می شنوه .......بریم کلاس.
رفتیم کلاس اول اکسو نشست بعد گرلز جنریشن بعدم گوپ ما کل کلاس پر شد... تنعا صندلی خالی جفت من بود..... یهو دیدم وارد کلاس شد و اومد کنار من نشست...
+سلام خانوم.
-سلام اقای کیم.
+اوه..... ما قراره که همکلاسی باشیم. اینقذر رسمی نباشین لطفا.
-اوهوممممممم..... اوکی.
+اها.... این شد. می تونم اسمتونو بپرسم؟؟؟؟؟
-حتما... من ملودی هستم.
+اوهوم.... چه اسم زیبایی.
-ممنون...
یهو دیدم یه میس اومد. بازش کردم تیفانی بود. بازش کردم و خوندمش. دیدم که نوشته:جونگینو ببین.
نگاش کردم. یا حضرت سهون. الان اگر کیونگی ولش کنه میاد منو سوهیون رو با دیوار یکی می کنه. خداروشکر معلم اومد و شد فرشته ی نجاتم. شایدم گفت گولاخ نجات. کلاس شروع شد و بعد از دوساعت تمام شد. رفتم سمت در که یهو دیدم جلو همه دست منو کشید و سمت خودش : جایی میرین ؟؟؟
من :کلاس تمام شده.... میرم خوابگاه ....مشکلیه ؟
اونم دید ملت دارن ضایع نگاه می کنن. گفت :اها گفتم اگر جایی میرین برسونمتون.
من :اوووم.... نه من با ته یون میرم.
ته یون بریم. ؟؟؟؟؟
ته یونم که دسپاچگی منو دید گفت :اا اره بریم.
دستمو بزور از دستش بیرون کشیدم و راهمو همراه ته یون به سمت خوابگاه کج کردم.
کیونگسو....
یا حضرت اکسودوس....جونگین چرا اینجوری شده... به خدا اگر ولش کنم. میره سوهیون با سرامیک یکی میکنه. همه از کلاس رفتن بیرون. جونگین بلند گفت :نمی زاذم زنده بنونی عوضی و به سرعت از کلاس خارج شد.
جونگین...
نمی تونستم. ببینم کسی ب ملودی دس بزنه. خیلی حسودیم شد به سوهیون. وایسا ببینم این چه حسبه که من دارم؟ چرا من اینقدر داذم خرص می خورم. نکنه این.....
نه امکان نداره.... من نمی تونم عاشقش بشم... از کلاس زدم بیرون و سوهیون رو تعغیب کردم (غلطه ایا؟) دیدم رسید به ی امارت. کاخ سفید در مقابلش یه کلبه بود. پیدا شد و رفت تو. ماشین رو پارک کردم و خودمو برای تصفیه حساب اماده کردم.
دیدگاه ها (۱۷)

اقا چه وعضشع دو قسمت اخر فیک اصن کامنت نداشت اینقدر بده این ...

این همه ی جایزه هایی هست که اکسو برده.....من موندم سومان چه ...

از 1تا 100به پیجم چند میدی؟؟؟؟؟

دوستان کی پاپر میشه بهم پیج معرفی کنین گه فیک بزاره؟؟؟؟لینکش...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

دیروز رفتیم بیرون یه گربه دیدم همینجوری نگاش می کردم آخرش شک...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

حاجی دیشب یهو این اومد رو صفحم روش نوشته بود بی تی اس نمیدون...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

منو تهیونگ به کلاس خیره شدیم و رفتیم تو که یهو در بسته شد دو...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط