صب پاشدم به بابام سلام کردم،

صب پاشدم به بابام سلام کردم،

یه دونه محکم زد تو گوشم

گفتم چرا میزنی سر صبی؟؟

گفت حتما امروزم یه غلطی میکنی دیگه،

شب که برمیگردم خسته ام

حوصله جنگ اعصاب ندارم الان بجاش زدم
دیدگاه ها (۱)

ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﻣﺠﺮﻱ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ :ﺁﺩﻣﺎ ﻧﺒﺎﺱ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻦﭼﻮﻥ ﻭﻗ...

ﭘﺴﺮ ﺩﻭﯾﯿﺪ ﺳﻤﺖﮔﻮﺷﯿﺶ ﮐﻪﺯﻧﮓ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﭘﺴﺮ : ...ﺳﻼﻡ ﻋشقمﭼﻄﻮﺭﯼ ﺑﺨﺪﺍ ...

بسلامتی دخترا

.

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

زندگی پر بحث سه دوست(معمولا نیمه خون آشام) پارت ۱۷

P¹⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط