... قیصر امین پور:

... قیصر امین پور:
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی نوای عشق سر داد
به روی نیزه و شیرین‌زبانی!
عجب نبود ز نی شکرفشانی
اگر نی پرده‌ای دیگر بخواند
نیستان را به آتش می‌کشاند
سزد گر چشم‌ها در خون نشینند
چو دریا را به روی نیزه بینند
شگفتا بی‌سر و سامانی عشق!
به روی نیزه سرگردانی عشق!
ز دست عشق در عالم هیاهوست
تمام فتنه‌ها زیر سر اوست
دیدگاه ها (۱)

شعر از مرحوم قیصر امین پورخوشا از دل نم اشکی فشاندنبه آبی آت...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

مده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوئیم که نی ، ن...

امده ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

گر بوی یک شکن ز سر زلف دلبرمکفار بشنوند نگروند کافرموز زلف ا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی، نی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط