بانوی من

بانوی من
Part:9

درخواستی

اون..اون.. جونگهیون بود؟
کسی که جین رو کشت؟

جونگهیون...وقتی ا.ت وارد دنیای مافیا ها شده بود جونگهیون هم تازه وارد بود.. رقابت بدی داشتن تا اینکه توی یه مراسم بهترین مافیای آسیا اعلام می شد...همین که اعلام کننده ها برگه رو توی دستشون گرفته بودن تا اعلام کنن ، جونگهیون با غرور بلند شد...
ـ عا.. آقا هنوز نفر اول رو اعلام نکردیم
ـ همینجا بگو
ـ اهم...نفر اول... بزرگترین مافیای آسیا..کیم ا.ت
ـ چی؟؟(عربده)

شش ماه گذشت..جونگهیون به خونه برادر ا.ت رفت..

( ا.ت برادر نداره ، یه پسر به اسم جین از وقتی که ا.ت به دنیا اومد براش مثل یک داداش بود..ا.ت اونو بیشتر از خودش دوست داشت..اون شب ا.ت هم اونجا بود و مرگ برادرش به دست اون عوضی رو با چشم های خودش دید..)

ا.ت دست هاشو مشت کرد جوری که رد ناخن هاش کف دستش موند..

ـ بانو حالتون خوبه؟
ـ جئون.. کیم.. تحت هیچ شرایطی حق ندارید ازم جدا شید..( جوری که فقط خودشون بشنون)
ـ چشم بانو ( آروم)
ـ طاقت از دست دادن شما رو ندارم دیگه( فقط خودش فهمید)

نکته: هیچ کس از اتفاقی که برای جین افتاده خبر نداره و همه فکر میکنن ایتالیاست و هیچ وقت برنمی‌گرده

ادامه دارد...

این پارت فقط توضیح بود ببخشیددد
دیدگاه ها (۲۴)

بانوی من Part:10درخواستی جونگهیون ا.ت رو دید و جلو اومد‌...ـ...

بانوی منPart:11 ـ از این به بعد حق نداری وقتی تنهاییم بانو ص...

بانوی من Part:8درخواستی ا.ت...ا.ت داشت گریه میکرد!از سه سالگ...

بانوی منPart:7درخواستی ـ اونوو؟ـ جونگ کوک؟؟پریدن بغلـ شما هم...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط