مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 26

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 26






تهیونگ. چاره‌ای ندارم مجبورم (اروم روبه جونگ کوک
جونگ کوک. (نفس عمیقی کشید) هر چی بشه من باهاتم
تهیونگ. (لبخند کم رنگی زد
سوجونگ. خوب کیم چیکار میکنی؟ مبارزه میکنی یا تسلیم من میشی و جلوم زانو میزنی؟
تهیونگ. تسلیم میشم
سوجونگ. خوبه سر عقل ومدی (پوزخند

( ادمین. سوجونگ و افرادش ومدن پایین و افراد تهیونگ رو محاصره کردن و مجبورشون کردن که زانو بزنن همه بجز تهیونگ سوجونگ میخاست به تقاص چشم از دست رفته اش تهیونگ رو خار و خفیف و د در اخر بکشه نه تنها تهیونگ بلکه تمام افرادش سوجونگ دستشو روی شونه تهیونگ گذاشت و محکم به سمت زمین هلش داد و تهیونگ روی با زانو زمین افتاد سوجونگ پاشو روی شونه تهیونگ گذاشت و گفت.....

سوجونگ. این صحنه برات آشنا نیست؟ 3 سال پیش به خاطر یک اشتباه همین کاز و باهام کردی و یکی از چشمامو در آوردی حالا نوبت منه تلافی کنم ( و یک لگد محکم به شونه تهیونگ زد
ا/ت. سوریا این دیونه هممونو میکشه چیکار کنیم ( خیلی اروم
سوریا. نمیدونمم با اینکه از این ادم متنفرم ولی جونمون الان دستشه و ون یکی هم قطعا میکشمتمون ( خیلی اروم
ا/ت. سوریا من یه فکر دارمم (خیلی اروم
سوریا. چیی؟ (خیلی اروم
ا/ت. ببین این افراد دورمون چند نفرن و خودیا هم همین طور (خیلی اروم
سوریا. خیلی سوسکی همه جا رو دید زد و شمار افراد خودشون و افرادشون رو در اورد
سوریا. 50تا دشمن 19 تا ماییم خوبب چیکار کنیمم؟ (خیلی اروم
ا/ت. سوریا تو جیب من دوتا اسپری فلفله من چون نمیتونستم خوب بجنگم اینا رو اوردم یکیشو اروم از تو جیبیم بر دار (اروم
سوریا. باشه (خیلی اروم یکی از اسپری ها رو برداشت
سوجونگ. چشمش به ا/ت و سوریا افتاد که مدام دارن اروم حرف میزنن
سوجونگ. شما دوتااا (بلند و رو به ا/ت و سوریا
ا/ت. سوریا به سوجونگ نگاه کردن. ( ب..... بله
سوجونگ. چی دارین تو گوش هم پچ پچ میکنین ها؟ (بلند و جدی
ا/ت. هی..... هیچی....
سوجونگ. که هیچی اره (عصبی
سوجونگ. ون دختر رو بیارین اینجاا (بلند و داد
تهیونگ. ولش کن تو با افرادم چیکار داری طرف حسابتو منم نه ونا بقیه رو ول کن برن
سوجونگ. من هر کاری بخوام میکنم ( یه لگد به تهیونگ زد
ا/ت. سوریا وقتی بهت گفتم اسپری رو بزن به هنه افراد دورت تا بقیه بتونن بلند شن الان باید یکم جون گرفته باشن (اروم
سوریا. باشه (اروم

(ادمین. دوتا از افراد سوجونگ ا/ت رو بردن پیشش ا/ت دستشو نزدیک جیبش گرفت انگار نقشه ای داشت....

سوجونگ. هوممم نمیدونستم تو باندت یه همچنین دخترای قشنگی قایم کردی کیم (پوزخند
ادمین. سوجونگ دستشو به سمت سینه ا/ت برد که همون لحظه ا/ت اسپری فلفل رو در اورد و زد به چشمای سوجونگ. و چند قدم ومد عقب.. ...

ا/ت. سوریا الاننننن بزنننن (بلند
سوریا. بلند شد گ اسپری فلفل رو به چشم های همه افرادی که دورش بودن زد

( سوجونگ و چند تا از افرادش چشماشونو گرفته بودن حتی نمیتونستن بازشون کنن و فقط از درد چشماش داد میزدن

ا/ت. پاشیننن باید بریمم بیرون (بلند رو به تهیونگ
تهیونگ. افرین (پوزخند
افراد تهیونگ بلند شدن و از فرصت پیش ومده استفاده کردن و هر کدوم با هر چیزی که دم دستشون بود افراد سوجونگ و میردن ا/ت و سوریا هم با لسپری فلفل به جون افراد سوجونگ افتاده بودن........





ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۴)

Forest VampirePart 22ویو ا /ت. وقتی اروم شد و دوباره خوابید ...

Forest VampirePart 23ا/ت.کجا قراره بریم؟جونگ کوک. میریم پایی...

Forest VampirePart 21جونگ کوک. به کل ون میمون لعنتی رو یادم ...

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 25ادمین. ا/ت و سوریا دیگه توا...

I loved be angel PART 7ادمین. بعد از شام ا/ت و یورا و سونگب...

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱0

وقتی عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط