یکبار بیا و با خود بهار را به خانه ام بیاور

یکبار بیا و با خود بهار را به خانه ام بیاور
یکبار بیا و مهمان آغوشم باش
بیا و مرا با عطر گیسویت مست کن
بیا و از جام لبت
شراب زندگانی ام بنوشان
بیا تا من
نفس به نفس فدای چشمهایت شوم
اشتیاقم را نمیبینی؟
شعرهایم را نمیخوانی
نازنینم
بگو آیا نمی آیی؟

#عاشقانه#عاشقانه_ها #دلنوشته#دلنوشته_ها #عاشقانه_های_من #عشق
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

یکبار بیا و با خود بهار را به خانه ام بیاوریکبار بیا و مهمان...

.به تو نیاز دارمبه تو که هر لحظههوایت را نفس میکشمرویایت را ...

امشب بیا تا جرعه ایی از شعر مهمانت کنمتک بیت اشعار منی سر فص...

.تو که باشی همه چیز خوب است...خواب زیباستبیداری زیباستزندگی ...

یک شعر زیبا در مورد امام زمان هرکی نخونه عمرش به فناست.........

مهناز الله وردی میگونی

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

یڪ روز یڪ نفر می‌آیدو جای تمامِ زخم‌هایت رابا شعر عوض می‌ڪند...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط