«دیدم که آدمی

«دیدم که آدمی
از آدمی دریغ می‌شود.»
و چه بسیار دریغ کردیم و دریغ شدیم!

#محمد_مختاری
دیدگاه ها (۱)

یک روز صبح بیدار شدم و فهمیدم درونم چیزی شکسته، مثل یک شکست...

بی‌لشگريم! حوصله شرح قصه نيستفرمانبريم حوصله شرح قصه نيست‌با...

مَردهایی که دلشان برای دختر بچه ها قَنج می رود را یک جورِ خا...

خودم را در آغوش گرفته امنه چندان با لطافتنه چندان با محبت ، ...

اول خیلی بدبد نگا می کرد ولی با هم بزن قدش و بغل کردیم دوست ...

دریغ از یک جو غیرت....به امتحانی سخت‌تر از شهادت رهبر و کودک...

بعضی وقتا کل وجودت گریه میکنند،جزچشات. آدمی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط