ڪہنه فروش تو ڪوچمون

ڪہنه فروش تو ڪوچمون

داد میزد: "چراغ ڪہنه میخریم

وسایل شڪسته میخریم"

بـے اختیار داد ڪشیدم

ڪہنه فروش قلب شکستہ میخرے

با یه لبخند تلخ گفت:

اگه ارزش داشت ڪہ نمیشڪست

دیدگاه ها (۲)

بی تو هم می شود زندگی کردقدم زد،چای خورد،فیلم دید،سفر رفت؛ ....

هیچ کس با من نیستمانده ام تا به چه اندیشه کنم !مانده ام در ق...

بازے عشق ما حڪم نیستکـه تو امــر کنے وبِبــُرے و ببازمقمارِ ...

به فریاد نگٖاهم گــوش کـن گر بسته ام لب را که با چشم سخن گوی...

کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم، وسایل شکسته و پار...

اخرین سختی

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.42(از زبون جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط