دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد میشود،

عروسک و قمقمه اش را محکم زیربغل میگیرد،

شمر با هیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین میچرخد و نعره میزند، از گوشه ی چشم دخترک را می پاید،

دختر با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا می رود،

از مقابل شمر میگذرد، مقابل امام حسین می ایستد و به لب های سفید شده اش زل میزند قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا میدهد، مقابل او می گیرد،

شمشیر از دست شمر می افــتــــد و رجزخوانی اش قطع میشود،

دخترک می گوید: "بخور برای تو آوردم" و برمیگردد روبروی شمر می ایستد،

مردمک های چشمان دخترک زیر لایه براق اشک میلرزد،

توی چشم های شمر نگاه میکند و با بغض میگوید: بـــابـــای بــــــد
دیدگاه ها (۱)

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد می...

♥♥خیلی ویژه♥♥ دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای ...

داستانک/ دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه ...

♥♥خیلی ویژه♥♥دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تع...

‍ دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد ...

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد می...

دخترک ازمیان جمعیتی که گریه‌کنان شاهد اجرای تعزیه‌اند رد می‌...

💥 ماجرای یک تعزیه 👇 دخترک از میان جمعیتی که ساکت و بعضا بی ...

دخترکوچولو از میان جمعیتے کہ شاهد اجراے مراسم تعزیہ بودند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط