.

.
.

همه چیز
به پیراهن تو بر می گردد
که مثل شالیزاری از برنج
تربیتش کرده ای

تو ایستاده ای
و زیبایی ات
زندگی ات را ادامه می دهد

پلیس
کارگردان سخت گیری ست
اما تو بگذار
موهایت از کادر بزنند بیرون
و فروش این فیلم برود بالا

انگار
صدایت
در امیر آباد قدم می زند
صدای تو موسیقی متن فیلم می شود
صدای خورد شدن استخوانی زیر پوتین
صدای دکمه ی ضبط دوربین موبایل ها
صدای شکستن تخمه در سینماها می آید

زمان
چند سال قبل را خورده است
و این فیلم
اگر به عقب برگردد
بازیگران
در نقش هایشان شکنجه خواهند شد
دیدگاه ها (۹)

پارت پنجم | این بار نوبت من بودات تمام شب خوابش نبرد.هر بار ...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط