او یک مرد قد بلند بود که هشت تا ماشین داشت
او یک مرد قد بلند بود که هشت تا ماشین داشت .
دوتا از آنها را درون پارکینگ آپارتمانش و مابقی را در پارکینگ یک کشتی متروکه نگه میداشت .
از وقتی که او همسایه ما شده بود ، صدای موج های بندر را شب ها توی اتاقم میشنیدم .
گوش هامو کر میکرد ، حرومزاده معلوم نیست چی بود که نمیذاشت تا صبح بخوابم .
یک شب این صدا پایان یافت که از آپارتمان آن مرد صدای ترسناکی پیچید .
فردا صبح یکی از همسایه ها او را پیدا کرد .
لاشه اش از بالکن پرت شده بود .
سرش هم با یک گلوله سوراخ شده بود .
نمیدانم بعدش چرا پلیس ها مرا دستگیر کردند ...
دوتا از آنها را درون پارکینگ آپارتمانش و مابقی را در پارکینگ یک کشتی متروکه نگه میداشت .
از وقتی که او همسایه ما شده بود ، صدای موج های بندر را شب ها توی اتاقم میشنیدم .
گوش هامو کر میکرد ، حرومزاده معلوم نیست چی بود که نمیذاشت تا صبح بخوابم .
یک شب این صدا پایان یافت که از آپارتمان آن مرد صدای ترسناکی پیچید .
فردا صبح یکی از همسایه ها او را پیدا کرد .
لاشه اش از بالکن پرت شده بود .
سرش هم با یک گلوله سوراخ شده بود .
نمیدانم بعدش چرا پلیس ها مرا دستگیر کردند ...
- ۱.۲k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط