تو زندگیمون بیشتر از همه چیز به شب اطمینان کردیم ... همه

تو زندگیمون بیشتر از همه چیز به شب اطمینان کردیم ... همه ی شبایی که چشامونو بستیم و تنمونو سپردیم به خواب، میدونستیم این روحی که داره از تن جدا میشه، ممکنه دیگه هرگز برنگرده ولی همیشه آرامش خواب اونقدری بوده که با زیر سر گذاشتن بزرگترین ترس دنیا، روحمونو سپردیم بهش ...

دوست داشتنت مثل تکیه زدن به پرتگاهه، مثل پاگذاشتن رو لغزنده ترین سنگ درست لبه ی یه دره ی عمیق، مثل نشستن رو ریل قطار، مثل چشم بسته رد شدن از خیابون. دل سپردن بهت، درست مثل همون لحظه های قبل خوابه، همیشه این احتمال هست که هیچ برگشتی وجود نداشته باشه اما اون آرامشه، اون رهاشدنه، باعث میشه به هر اتفاقی که ممکنه بعدش بیفته تن بدی....

نازنین_هاتفی...



چهارشنبه شب ساعت 23:23
1397/04/06
1400
1397
دیدگاه ها (۱۲)

ریاکشن

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

TEN YEARS OLD LOVE ⁵

.بیو یکی از کرکترای همون پروژه (مهم ترینشون)

زیبای کوچک فریبکار

دید پنهان انفجار اشکار

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

وقتی داداش ناتنیت بود...¹در اتاقت با شتاب باز شد..مثل همیشه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط