تو زندگیمون بیشتر از همه چیز به شب اطمینان کردیم همه

تو زندگیمون بیشتر از همه چیز به شب اطمینان کردیم ... همه ی شبایی که چشامونو بستیم و تنمونو سپردیم به خواب، میدونستیم این روحی که داره از تن جدا میشه، ممکنه دیگه هرگز برنگرده ولی همیشه آرامش خواب اونقدری بوده که با زیر سر گذاشتن بزرگترین ترس دنیا، روحمونو سپردیم بهش ...

دوست داشتنت مثل تکیه زدن به پرتگاهه، مثل پاگذاشتن رو لغزنده ترین سنگ درست لبه ی یه دره ی عمیق، مثل نشستن رو ریل قطار، مثل چشم بسته رد شدن از خیابون. دل سپردن بهت، درست مثل همون لحظه های قبل خوابه، همیشه این احتمال هست که هیچ برگشتی وجود نداشته باشه اما اون آرامشه، اون رهاشدنه، باعث میشه به هر اتفاقی که ممکنه بعدش بیفته تن بدی....

نازنین_هاتفی...



چهارشنبه شب ساعت 23:23
1397/04/06
1400
1397
دیدگاه ها (۱۲)

حسین منزوی :کجاست بارشیاز ابرِ مهربان صدایت؟شامگاه پنجشنبه 1...

وقتی میخای بهت توجه کنن 😉 😉 😍 😍 دقیقه 40 بامداد جمعه 1397/04...

جاےِ تودر جانِمن اسٺ...عصر چهارشنبه 1397/04/0613991396

اونکه میخواست منو بفهمهنتونست,اونکه میتونست بفهمهنخواست,این ...

Bluelock scenario p.t 2

اسم فیک:که یهو کوک شروع به قلقلک دادن دخترک کرد +تو ذهنش:واا...

"سرنوشت "فصل ۲p,23...ساعت ۸ شب ‌.....ی هودی روی تاپم پوشیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط