دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای
بهانه می کند دلم تو را که بی بهانه ای

همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من
میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای

خدا تو را نیافرید مگر برای قلب من
که از تبار صبحی و زلال صادقانه ای

بخند خنده های تو بهانه ی ترانه هاست
دلیل هر سکوتی و شروع هر ترانه ای

تو ضربدر دل منی و حاصل شما غزل
همیشه جذر تو منم تویی که بی کرانه ای


نهاد بی گزاره ای اگر چه بی خبر ولی
رسیدی و برای من همیشه جاودانه ای
دیدگاه ها (۳)

باز در خانه قلبم سخن از روی تو بود تن به هر یک نفسش مست از ...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

پریشانی موهایت ، پریشان میکند حالمفدای تار هر مویت ، به بودن...

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط