یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم

یک لحظه دلم خواست که پهلوی تو باشم
بی‌محکمه زندانی بازوی تو باشم

پیچیده به پای دل من پیچش مویت
تا باز زمین‌خورده‌ی گیسوی تو باشم

کم بودنِ اسپند در این شهر سبب شد
دلواپسِ رؤیت شدن روی تو باشم

طعم عسل عالیِ لب‌هات دلیلی‌ست
تا مشتری دائم کندوی تو باشم

تو نصف جهانی و همین عامل شُکر است
من رفتگری در پل خواجوی تو باشم...
دیدگاه ها (۷)

"تــــــــــو" ڪنــــــــــارم باشے..من انقدر میخندم که مباد...

باور نمیکنم اینگونه عاشقانه ...در قلب من حبس شده باشی!بگو با...

❤مــن❤اخـــم کردن تـــو روبه خنـــدیدن با کســی دیــگه عوض ن...

در پی کافه دنجی هستمته یک کوچه بن بست فراموش شدهکه در آن، یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط