‏تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح

‏تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
‏همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم
‏⁧
سعدی
دیدگاه ها (۱)

من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشدکت...

می‌ دانستمیک روز خسته می‌ شوی می‌ رویمن می‌ مانم و یک عمردلت...

عذر میخوام که فکر میکردم تو اونی هستی که لیاقتمو داره.

آدما وقتی لازمت دارن چقدر مهربون میشن :)

🌱🍒آمدی وَه که چه مُشتاق و پریشان بودمتا بِرفتی ز بَرم،صورت ب...

منتظر بودم شب سوم بیاد... #حضرت_رقیه#کربلایی_محمد_اسداللهی

‏ تا آفتاب می‌رود و صبح می‌دمدعاید به خیر باد صباح و مسای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط