با لبان مست تو هر کس تبانی می‌کند

با لبان مست تو هر کس تبانی می‌کند
سینه ما را پر از بغص ‌نهانی می‌کند

گرچه‌بی‌تابم‌به‌هجرت‌گوش‌کن‌مهتاب‌من
در کنار سیل اشک دل مهربانی می‌کند

ساز دل بشکسته از نا ساز گاری شما
باز هم با چنگ دل وه ‌تکنوازی می‌کند

من همان فرهاد عاشق پیشه قلب توام
آتشی افتاده بر قلبم چه بازی می‌کند

سربه‌محراب‌دلت‌بگذارم ‌ار رخصت دهی
چون‌نگاهت ‌می‌کنم‌دل‌ نکته‌سازی می‌کند
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

...به‌پایان‌می‌رسد سردی وتوچون گل شکوفاییقسم‌برسرخ لب‌هایت ک...

...کنار تو چه‌غوغا می‌شود وقتی‌که با ماییزمانی‌که تویی و من ...

...گوشه چشم تو یک پنجره باز است بیاشب من شعر و دلم غرق نماز ...

...با من بمان که بی تو این بهار نمی‌خواهمدر هجـر مـی‌سـوزم و...

...کاش می‌شد که شـبی غرق نگاهت بشومزورقی گـم شده در چشـم سیا...

بهجت آباد است و شب نیمه است و من چشم انتظار انتظاری آخرین ...

مثل سرزمینی هستی که دیگر نمی‌توانم به آن برگردم 🫠#میخواهم_زن...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط