با لبان مست تو هر کس تبانی میکند

با لبان مست تو هر کس تبانی می‌کند
سینه ما را پر از بغص ‌نهانی می‌کند

گرچه‌بی‌تابم‌به‌هجرت‌گوش‌کن‌مهتاب‌من
در کنار سیل اشک دل مهربانی می‌کند

ساز دل بشکسته از نا ساز گاری شما
باز هم با چنگ دل وه ‌تکنوازی می‌کند

من همان فرهاد عاشق پیشه قلب توام
آتشی افتاده بر قلبم چه بازی می‌کند

سربه‌محراب‌دلت‌بگذارم ‌ار رخصت دهی
چون‌نگاهت ‌می‌کنم‌دل‌ نکته‌سازی می‌کند
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯﺍﯾﻦﮔﻞ ﮐﻪﺗﻮﯾﯽﻧﯿﺴﺖ ﺑﻬﺎﺭﯼﻣﻦﻣﺴﺖﺟﻤﺎﻝﺗﻮ ﺷﺪﻡﻧﯿﺴﺖ ﺧﯿﺎﻟﯽﺩﺭﮔﺮ...

درقلب من ‌عشق تو بود و یاد فردادستم‌ به‌ گیسوی تو بود و پر...

صبوری کن ، تنم لبریز عشق استدلم تمثیل آتش، مشق عشق است ...

بی شک تو نظر کرده و من مست ترینمشاعر شدم از هجر تو ، شه بیت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط