از گذشته ات برایم نگو

از گذشته ات برایم نگو
من عاشقم
کمی هم دیوانه
در تصورم هیچ نامحرمی
دستانت را تا به حال لمس نکرده
نمیدانم گذشته ات را
نمیدانم روز هایی که من نبودم،چشده...
اما اگر بوده
اگر آغوشی آرامت کرده
اگر دستی دستت را گرفته
و اگر بوسه ای،حواست را ربوده
چیزی نگو
من جنبه اش را ندارم
بگذار برای همیشه دست نخورده
در قلبم باقی بمانی..
دیدگاه ها (۱)

کاش یاد بگیرین ...⭐ 🌙 .. دردیُ که تجربه نکردین ، مسخره نکنین...

در آخر نه رنگ باقی می ماندو نه نژاد ،تنها چیزی که باقی خواهد...

همدیگر را دور میزنیمتا زود به مقصد برسیم....غافل از اینکه زم...

ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط