وقتی تو لایو

وقتی تو لایو
Part2
🔮: اونا واقعه کیوتن
🔮: آره خیلی کیوت و نازن
🔮: خیلی به همدیگه میان
تهیونگ نیشخند زد و کمر ات رو گرفت
تهیونگ: به خاطر وجود ات هست.. ات نبود من نمیتونستم کاری کنم... میدونین.....🥲
ات: هی.. آیششش اینجوری نگو خجالت میکشم
صورتشو داخل دستاش پوشوند
تهیونگ خندید
تهیونگ: آی خجالتی من
ات: از دست تو
🔮: اتتت خیلی کیوتی تو دختر
🔮: گیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیللیلیلی
ات و تهیونگ‌خندیدن
تهیونگ: پرنسس کیوت
ات: به من نگو پرنسس بدم میادددد
تهیونگ: باشه پرنسس😀
🔮: اذیتش نکن😂
🔮: اوپا اصلا به ما بگو‌پرنسس
ات کامنتارو دید
ات: نمیخوادددد.. خب بگو بگو پرنسس
تهیونگ‌خندید
تهیونگ: اتتتت برو پیتزاهارو بیار دیگه.
ات: ای وای یادم رفت
تهیونگ آروم خندید
ات رفت و سینی پیتزاهارو آورد
تهیونگ: به به
ات سینی رو گذاشت ...
تهیونگ:مرسییی
تهیونگ یه گاز از‌پیتزا زد
ات: به منم بده(اخم کیوت)
🔮: ای خدایااااا
🔮کیوتو نیگاااا
تهیونگ‌خندید و همون پیتزایی که گاز زده بود رو به ات داد(چندشا😂)
دیدگاه ها (۰)

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط