novel_vampire

ات چه مجازاتی من که هیچ اتفاقی برام نیفتاده
یونا تو ... تو داری اخراج میشی حتی بهت کلی تهمت زدن ( کمی با بغض )
ات هه .....
یونا سریع ماسکم رو از رو صورتم برداشت رد کبودی رو دید
یونا ات ... ات .. چه بلای سرت آوردن
ات .....
سویو ههه ههههه ههه
یونا خوشحالی حیون
سویو اون کبودی رو با ارایش در آورده تا براش دل بسوزونی
یونا عنتر.. عوضی تو به این میگی آرایش تو دانشگاه نمیشه لوازم آرایشی آورد
ات یونا خواهش میکنم بس کن
ماسک اش رو میکشه بالا استاد وارد کلاس میشه با یه پسر دیگه بهش میخورد دانش آموز جدید باشه
لی هون خوب ایشون آقای کیم تهیونگ هستن و دانشجوی جدید مون خوب آقای تهیونگ خودت رو خودت رو معرفی کن
ته کیم تهیونگ هستم
لی هون مفید و مختصر بود میز دوم بشین ( کنار فلیکس میشد میز جلویش هم ما میشدیم )
تهیونگ میشینه سرجاش
ات بلند میشه میره سمت سویو جلوش زانو میزنه
ات سویو ببخشید که اذیتت کردم
سویو او دختر لازم نیست اینکار رو انجام
تا پنج لایک
دیدگاه ها (۳)

#میکاپ_آرتیست_من

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

مربی موتور سوار

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

دیدار باتو معرفی رمان

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁷ویو یوناداشتیم میرفتیم سمت کوه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط