دختری داد میزد؛ گریه میکرد ..

دختری داد میزد؛ گریه میکرد ..
میگفت میخواهم صورت برادرم را ببوسم؛اما اجازه نمی دهند...!
یکی گفت خواهرش است مگر چه اشکال دارد؟؟...بگذارید برادرش را ببوسد..
گفتند شما اصرار نکنید...نمیشود...!!!..(((*این شهید سر ندارد*))
دیدگاه ها (۱)

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

بنام عالی اعلی رب شهدا والصدیقین 😭 اتفاقی عجیب برای این شهید...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

#چند_خاطره 🔸 خاطراتی از عنایتِ اهل‌بیت علیهم‌السلام به سردار...

و غالب مردم ولایت مدار ما هم به همین صورت یعنی دقیق و حساس ب...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

#داستان_شبشخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط