وقتی به آسمان مینگرم دلم میخواهد به خالق این همه زیبایی

وقتی به آسمان می‌نگرم دلم می‌خواهد به خالق این همه زیبایی بگویم خدایا چطور؟! چگونه؟!
چگونه می‌شود هفت سیاره و دو و عالم را با تمامِ جزئیاتش کسی آفریده باشد که تا به حال،
نه رخِ خود را میهمان دیدگان بنی بشری کرده ، و نه نجوایِ خود را به گوشِ جان عالمیان سپرده است...
خدایِ من، خدای دریایِ بی‌انتهاست، خدایِ کوسه‌های زیر آب، همان خدایِ ماهی های ریزِ رنگارنگ در تهِ تهِ تهِ دریا!
خدایِ من، خدایِ همان صدف‌هایِ سفید رنگی است که لابه‌لای ماسه‌های خیس و قهوه‌ای رنگ پنهان شده‌اند، خدایِ موج های پی در پی!
خدا را به هیچ‌کدام از زیبایی‌ها نمی‌توان تشبیه داد گویا همه‌ی زیبایی‌ها هنرِ دستانِ معجزه‌گر خودش بوده است!
آری، خدایِ من، خدای سرزمین مهر است
پدید‌آورنده‌ی فروغِ‌ دل‌انگیز آفتاب و غروبِ دلگیرِ آسمان!
همان خدایی که بشر زمانی که مغزش را به سمت اندیشه‌ و تفکر به معجزه‌‌های او و راز هایِ فاش شده‌ی حیات می‌برد تپش های قلبش به تلاطم می‌افتند و زبانش قاصر از بیانِ هر شرحی!
زیرا که واژگان در مقابل چونان مخلوقاتی حقیر می‌شوند و قدرتشان را از دست می‌دهند!
آری، خدایِ من خداییست که بند بند وجود مرا لبالب از عشق می‌کند، همه می‌دانیم که پرستش خدای یکتا بهترین کار ممتدیست که اشرف مخلوقات، انسان، در طول زندگی‌اش می‌تواند آن را دنبال کند.
دیدگاه ها (۱۲)

- یه روزایی از سال ك میشه فقط دنبال یه چمدون میگردم . .یه چم...

سبز و آرام بمانزندگی کوچک است کوچکتر از قدِ غصه‌های هیچ و پو...

‌بعضي غم ها آدمو بزرگ ميكنهشايد اولش احساس خورد شدن بهت دست ...

خــدای مننتوان وصفِ تو گفتن؛ که تو در فهم نگنجی نتوان شبه ت...

لطفاً نصفه شب در نزدیکی منطقه ی ۲۳ باشید.با تشکر.» به محض دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط