دیشب واس دخترعمم که سی وسه سالشه بعد مدتها یه خواستگار او

دیشب واس دخترعمم که سی وسه سالشه بعد مدتها یه خواستگار اومد، اونم ،یه آقای باشخصیت و پولدار و تحصیلکرده!!! چه ذوقی داشت بنده خدا منو پسر عمه و دختر عمم هم ۳تایی از چند ساعت قبل رفتیم تو کمد دیواری رختخوابا نشستیم تا هروخ اومدن دوتایی حرف بزنن طرفو ببینیم. آغا نمیدونم این در کمد لامصب چطور یهو باز شد وما سه تایی با رختخوابا فرود اومدیم وسط اتاق. خواستگارا که فرار کردن هیچی دیگه ما الان تو مرز افغانستانیم دختر عمم با تفنگ دنبالمونه...خخخ
ازخاطرات ی بچه شیطون
دیدگاه ها (۴)

بیدار کردن دختراعزیزم، عروسکم، پاشو ببین خورشید خانم اومده ب...

باورکنید توبه کردم پست ضد زن نذارم..ولی خب خاطره که میتونم ب...

. ﺍﺯ ﻋﻤﻪاﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺟﻮﻭﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯾﺪ؟ﮔﻔﺖ ﻧ...

زن ها وقتی خوشحالند لباسهای زیبا می پوشندوقتی خوشحال ترند گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط