عاقا من و دو تا از رفیقام چند روز پیش رفتیم کتابخونه من د
عاقا من و دو تا از رفیقام چند روز پیش رفتیم کتابخونه من دو تا کتاب قرض گرفتم
حالا تا بیام خونه با خودم گفتم که حتما کتابامو میخونم و تموم میکنم و اینا بعد رسیدم خونه اولش که مادر گرامی سخنرانی کردن مث همیشه بعد رفتم سراغ نقاشی 🗿
باز بعد رفتم آهنگ گوش دادم دیگه تصاویر گویا هستن چیکار کردم بعد آهنگایی که متنشونو حفظ میخواستم بکنم اسلاید ۵
ترند نیستن دیگه ولی من دوسشون دارم هنوزم قشنگن 😺
عاقا اره دیگه کتابایی هم که گرفتم دو تا اسلاید آخر
کمیک هنر و رفیقم برام انتخاب کرد ✨ اون یکیو هم اون رفیقم میخواد برداره بخونه بعد من 💫
کتاب ناناسیم هست😺💚
حالا تا بیام خونه با خودم گفتم که حتما کتابامو میخونم و تموم میکنم و اینا بعد رسیدم خونه اولش که مادر گرامی سخنرانی کردن مث همیشه بعد رفتم سراغ نقاشی 🗿
باز بعد رفتم آهنگ گوش دادم دیگه تصاویر گویا هستن چیکار کردم بعد آهنگایی که متنشونو حفظ میخواستم بکنم اسلاید ۵
ترند نیستن دیگه ولی من دوسشون دارم هنوزم قشنگن 😺
عاقا اره دیگه کتابایی هم که گرفتم دو تا اسلاید آخر
کمیک هنر و رفیقم برام انتخاب کرد ✨ اون یکیو هم اون رفیقم میخواد برداره بخونه بعد من 💫
کتاب ناناسیم هست😺💚
- ۱.۷k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط