نیلیتا وقتی جونهی پیشمه مگه میشه بد باشم

1- نیلی:تا وقتی جونهی پیشمه مگه میشه بد باشم
جونهی با شنیدن حرفش لبخندی زد و دستش رو اروم روی موهاش کشید
جونهی:عزیزم
نیلی:جونم زندگیم
جونهی فقط گونش رو بـوسـید
برای اینکه مزاحم لحظه های عاشانه شون نشم خداحافظی کوتاهی کردم و از اتاق بیرون اومدم الان چه خاکی تو سرم بریزم..
دلم شدید درد میکرد دستم رو روی شکمم گذاشتم چند دقیقه تو همون حالت موندم یکم بهتر شدم اروم توی سالن حرکت کردم با صدای سوهو
دست از راه رفتن کشیدم

/

2- نیلی:تا وقتی جونهی پیشمه مگه میشه بد باشم

جونهی با شنیدن حرفش دستی به موهای نیلی کشید و اروم گفت
جونهی:عزیزم

نیلی بعد شنیدن کلمه "عزیزم" از زبون جونهی ذوق زده شد انگار که کل دنیارو بهش دادن لبخند کیوتی زد و جواب داد

نیلی:جونم عزیزم

جونهی لبخندی متقابل به لبخندش زد و گونش رو محکم بـوسـید.

لارا برای اینکه مزاحم لحظه های جذاب و عاشقانشون نشه با یه خداحافظی کوتاه و صمیمی از اتاق بیرون اومد

با خودش گفت
+الان چه خاکی تو سرم بریزم

دل درد شدیدی داشت پس دستش رو روی شکمش گذاشت ، چند دقیقه تو همون حالت موند.

حالش که بهتر شد اروم شروع کرد به قدم زدن توی راهرو یهو با شنیدن صدای سوهو دست از راه رفتن کشید و...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچه ها بنظرتون چطوری بنویسم؟
یک احساس میکنم یکم پیچیده میشه و نمیفهمید برای همین دو هم بهتر متوجه میشید که چی به چیه و برای منم راحت تره که اینجوری بنویسم
لطفا نظرتونو بگید
دیدگاه ها (۱۲)

#PART : ۵۵〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

#P𝗔R𝗧 : ۵۴〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

☆سناریو بادشکنموضوع:اگه موقع فیلم دیدن روی شونه اشون بخوابیم...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:3دختر سری تکون داد._خیلی جالب به نظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط