شاخه‌ها تن به تقاضای شکستن دادند

شاخه‌ها تن به تقاضای شکستن دادند
برگ‌ها یک به یک از شاخه به خاک افتادند

باز موسیقی تار شب و قانون سکوت
بادها باز هم آواز عزا سر دادند

بس که خمیازۀ فریاد کشیدم، دیری‌ست
خواب‌هایم همه کابوس، همه فریادند

لب به آواز گشودم به لبم مُهر زدند
چشمم آمد به سخن، سرمه به خوردش دادند

گرچه یاران همه از شادی ما غمگینند
باز شادیم که یاران ز غم ما شادند...
#قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۳)

شاخه‌ها تن به تقاضای شکستن دادندبرگ‌ها یک به یک از شاخه به خ...

-گرچه یاران همه از شادی ما غمگینند باز شادیم که یاران ز غم م...

گرچه یاران همه از شادی ما غمگینندباز شادیم که یاران ز غم ما ...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط