روزی پسربچه ای وارد بستنی فروشیشد و پشت میزی نشست. خدمتکا
روزی پسربچه ای وارد بستنی فروشیشد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت.پسر پرسید بستنی با شکلات چند است؟خدمتکار گفت 50 سنتپسر دستش را در جیبش کرد وتمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید بستنی ساده چند است؟خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پرشده بود و عده ای هم بیرون منتظر خالی شدن میز بودند با بی حوصلگی و با لحنی تند گفت 35 سنت.پسر: لطفا یک بستنی ساده بیاورید.خدمتکار بستنی را آورد و صورتحسابرا روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی اش را تمام کرد و پولش رابهصندوقدار پرداخت. هنگامیکه خدمتکار برای تمیز کردن میز بازگشت، گریه اش گرفت. پسربچه روی میز کنار ظرف خالی، 15سنت برای او انعام گذاشته بود
- ۳۷۶
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط