گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهای
گوزنی برچشمه ای رفت تا آب بنوشد.عکس خودش در اب دید، پاهایش باریک و کوتاه بنظرش آمدوغمگین شد.اما شاخ های بلند و قشنگش که دید شادمان و مغرور شددرهمین حین چندشکارچی قصداوکردندگوزن گریخت وچون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید،شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد. صیادان سر رسیدند و او را گرفتند گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغ پاهایم که ازآنها ناخشنود بودم نجاتم دادند،اما شاخ هایم که به زیبایی آنها می بالیدم گرفتارم کردند.
⭐️بعضی وقتا چیزایی که قدر دانشون نیستیم بهترین گزینه برای پیشرفت و صعودمون هستند
⭐️بعضی وقتا چیزایی که قدر دانشون نیستیم بهترین گزینه برای پیشرفت و صعودمون هستند
- ۷۱۷
- ۱۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط