Part
Part 3
ا،ت ویو
چشمام وا شد دیدم روی یک تختم دست و پاک هم بست هست شروع کردم جیغ زدن که بعد چند دقیقه یکی درو باز کرد
جیمین ویو
وقتی دختر رو تو بار دیدیم از خوشم اومد میخواستم مال خودم کنمش بردمش داخل که بعد چند ساعت شروع کرد به جیغ زدن فهمیدم بیداره شده رفتم تو اتاق دیدم داره گریه میکنه واقعا خوشگل بود قیافه خیلی کیوتی داشت رفتم سمتش گفتم من از آدمایی که گریه میکنم خوشم نمیاد تا منو دیدی گریش بیشتر شد رفتم سمتش با دستام صورتش و قاب کردم که دیدم گریش تبدیل به بغض شد فهمیدم میترسه حرف بزن گفتم راحت باش حرف بزن
ا،ت :چرا منو آوردی اینجا خواهش میکنم ولم کن
جیمین: تو از الان برده منی
ا،ت :خواهش میکنم ولم کن من مال تو نیستم
جیمین ویو
تا اینو گفت اعصابم خورد شد چون اون راست میگفت اون مال من نیست ولی میتونم مال خودم بکنمش فقط امیدوارم مثل بقیه دخترایی که زی،ر خوا،،بیم بودن نباشه و یه دختر واقعی باشه
صورتم و نزدیک صورتش کردم تعجب کرده بود یهو لب،م و گذاشتم رو ل،بش که رفتم سمت لباس هاش
ا،ت ویو
چشمام وا شد دیدم روی یک تختم دست و پاک هم بست هست شروع کردم جیغ زدن که بعد چند دقیقه یکی درو باز کرد
جیمین ویو
وقتی دختر رو تو بار دیدیم از خوشم اومد میخواستم مال خودم کنمش بردمش داخل که بعد چند ساعت شروع کرد به جیغ زدن فهمیدم بیداره شده رفتم تو اتاق دیدم داره گریه میکنه واقعا خوشگل بود قیافه خیلی کیوتی داشت رفتم سمتش گفتم من از آدمایی که گریه میکنم خوشم نمیاد تا منو دیدی گریش بیشتر شد رفتم سمتش با دستام صورتش و قاب کردم که دیدم گریش تبدیل به بغض شد فهمیدم میترسه حرف بزن گفتم راحت باش حرف بزن
ا،ت :چرا منو آوردی اینجا خواهش میکنم ولم کن
جیمین: تو از الان برده منی
ا،ت :خواهش میکنم ولم کن من مال تو نیستم
جیمین ویو
تا اینو گفت اعصابم خورد شد چون اون راست میگفت اون مال من نیست ولی میتونم مال خودم بکنمش فقط امیدوارم مثل بقیه دخترایی که زی،ر خوا،،بیم بودن نباشه و یه دختر واقعی باشه
صورتم و نزدیک صورتش کردم تعجب کرده بود یهو لب،م و گذاشتم رو ل،بش که رفتم سمت لباس هاش
- ۲۶.۵k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط