روزگاری عاشقم بود دگر نیست که نیست

روزگاری عاشقم بود دگر نیست که نیست
یادی از من در دلش اکنون دگر نیست که نیست

عشق پاکی بود و یک دنیا صفا در بین ما

اما اکنون اثری از آن همه روزهای خوب نیست که نیست

در کنار من تو بودی و فقط عشق تو بود

اما افسوس اثری از تو دگر نیست که نیست

دست گرمی بود و یک دنیا صفا در دست تو

حلقه ای در دست من بود دگر نیست که نیست

روزی می آید که برگردی پشیمان نازنین

اما افسوس اثری از من مگر در زیر خاک نیست که نیست
دیدگاه ها (۱)

😘🫠😎.میشود روزی عزیزت من شوم؟           قاب عکس روی میزت من ش...

~نامجونِ عزیزم،تولدت مبارک. 🤍مرسی که به دنیا اومدی؛مرسی که ی...

عزیزترین غریبهام، تولدت مبارک!نمیدونم تقدیر چگونه رقم زد که ...

عاشقانه های شبنم

از آرمیها میخوام که این متن رو پخش کنن تا به دست RM برسه

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

پروانه جان

.قتل. پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط