عشق اغیشته به خون )

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۶۱

میون‌شی : اما .. تهیونگ لبش روی هم سایید : ساکت .. نه تو - نگاهش روی مین جی قفل شد - و نه تو نمی‌تواند به اون جلسه بیایین
مین جی خندید : ولی ما هم می‌آییم همین
جیمین کلافه گفت ؛ لطفا شما شورع نکنید مین جی میون‌شی اون جلسه ای هست که هیچ زنی نمیتونه واردش بشه
مین جی تند گفت : و کدوم رئیس جمهور این رو گفته .. کی .. ها ما هم سهام دار اون شرکت هستیم پس می‌آییم همین
مین جی پا روی آن یکی پا انداخت و زیبایی بدن و لباس اش بیشتر شد نگاه حریصانه شوهرش قاب به او کرده بود سپس در لحن خبیث گفت : با چهره مردونه .. در آخر چشمی زد سپس دستش را دور گردن میون‌شی انداخت : من و میون‌شی مثل یک مرد می‌آییم مگه نه ..
میون‌شی با تکون داد سر تایید کرد و لبخند زد جیمین کلافه دستی به چشم هایش کشید و تهیونگ با اخم نگاهش کرد
میون‌شی کمی نگران چشم به جیمین دوخت سپس خطاب به مین جی گفت : اونی دکتر جیمین بهم یه چیزی گفت ..
مین جی تند نگاهش کرد ولی در نهایت و در نگاهش نگرانی موج زد ؛ بگو زود باش
جیمین با نگاهش دخترک را عاشق خودش میکرد ولی بازم سکوت کرده بود . همسرش با لحن آرامی روبه مین جی گفت : آقای دکتر گفت جیمین دیگه مننژیت ها اونو نمیکشونه گودال خودش
مین جی لبخندی زد سپس روبه جیمین کرد و خطاب به او گفت: دیدی گفتم تموم میشه دیدی .. جیمین تکیه داد به صندلی ؛ درسته گفتی
میون‌شی تند تر گفت : ولی فقد گفت فعلا حالش خوبه نیاز به نگرانی نیست
مین جی ؛ همینم غنیمته مگه نه جیمین .. برادرش با لبخند سری تکون داد


های بچه ها اومدم به پارت های جدید
دیدگاه ها (۴)

قسمت هفده

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟐ناگهان یکی از انگشتای ات تکو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p75نینا سریع سرش رو تکون داد.«امیدوارم ه...

🍷🌹…………………………پارت۱۰…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا…………………ویو جیمین……...

Last leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط