زندگی پر معنا

#زندگی پر معنا
پارت 34
_خوبی تو +خوبم قربونت چیشد یادی از ما کردی.
ادمین (بچه ها این دوست بچگی اته که 3 سال پیش خونه ات اینا از اون شهر رفت و الا بعد 3سال زنگ زده به ات اسمش هم لیساست)
_خب راستش من دارم عروسی میکنم شمارتم از یکی از بچه ها گرفتم گفتم شخصا دعوتت کنم.
+عع مبارکه _ممنون پس بیایا پس فردا ساعت 8. +باشه گلم میام.
_ادرسو رو برات میفرستم. بای.
پایان مکالمه.
کارم تموم شد زدم بیرون پیام دادم به کوک
صفحه چت ات و کوک..
(ات+کوک_)
+سلام چطوری. _خوبم کاری داشتی
+ات مگه باید کاریت داشته باشم که اس بدم.
_خب سرم شلوغه برا همین.
+ات پس مزاحم نمیشم به کارات برس😒
_این چه حرفیه
+............. _قهر نکن
+................ _ات
+........... _ات +...............
_با توام.
ویو ات
گوشیو گذاشتم کنار پیام میداد جواب نمیدادم دیدم داره پشت سر هم زنگ میزنه بلاک کردم رفتم خونه.
ویو کوک
ات عصابمو خورد کرده بود زنگ میزدم جواب نمیداد پیام میدادم جواب نمیداد روانی شده بودم تصمیم گرفتم برم خونه.
ویو ات
رسیدم خونه درو باز کردم یهو با کوک مواجه محل نزاشتم میخواستم برم بالا دستمو گرفتم دستشو پس زدم باز دستمو گرفت بازم
....
دیدگاه ها (۰)

عشق دختر باز من پارت 32خلاصه وایساده بودم که اونی اومد. ات: ...

لباس ات در رمان عشق دختر باز من پارت23

عشق دختر باز من

#زندگی_پر_معناP33ویو ا.ت (صبح)+:[از خواب بیدار شدم رفتم دستش...

پارت ۵ فرشته کوچولو ویو ات ساعت ۷ شب بود که کوک بهم گفت برم ...

اردو پارت ۶ویو ات:که یهوو گوشیش زنگ خورد گوشیشو بر داشت........

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط