می شد از وردهای کولی ها

می شد از وردهای کولی ها
بادعا وقسم طلسمت کرد

می شد آن سیب سرخ جادو را
ازتو پنهان وباتو قسمت کرد

می شد از خود بگیرمت اما
زور بازو به دست هایم نیست

می شد از رفتنت گذشت اما
جان در اندازه های پایم نیست
دیدگاه ها (۱)

‏چشم‌هایت‏پر از عاشقانه‌های پاییز است‏نگاهم که می‌کنی‏خشکم م...

"تـــو" نباشیمن به یک پلک زدن خواهم مُـــرد...

در تمام سال های رفته بر ما، روزگارشادمانی می خرید از ما و ما...

...😒

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط