هانتر

#هانتر


پارت ۵۵

الرا ویو :
آروم در اتاق نسبتا بزرگش رو بست و روی میز آرایشش نشست..
نگاهی به چهره به هم ریخته اش انداخت و دستی به موهای کوتاهش کشید
_ چت شده دختر...تو باید از سنگ باشی...چرا به هم ریختی..تو سالهاست قلبت و از جاش
دراوردی..تو سالهاست حرفای آدما برات حسی ندارن..چرا به هم ریختی هان..
آخر جمله اش رو با فریاد گفت!
بعد از یک دقیقه
با تقه ای که به در خورد نگاه حرصی اش رو از آینه گرفت
جک : الرا؟!!؟!؟ میتونم بیام تو؟
به لحن مظطرب جک پوزخندی زد و گفت : بفرمایید
جک وارد شد و نگاهش و بین اتاق چرخوند تا از سالم بودن وسایالش اطمینان پیدا کنه
جک : م..میگم میخوای شام تو بیارم اینجا باهم بخوریم؟ منم شام نخوردم گشنمه
_ اگه شما میخورید بیارید..من نمیخورم
جک : پس میارم...نگران نباش به زورم که شده یه لقمه میزارم دهنت..
جک و الرا کمی به هم نگاه کردن و بعد جفتشون زدن زیر خنده..
جک : جمله بندیم خوب نبود..وایسا االن میارم
_ اوکی
جونگکوک ویو :
جک : جونگکوک یکم برای اطرافیانت احترام قائل با."الرا"
حرفش تموم نشده بود که صدای فریاد مانندی از باال شنید که مطمئنن متعلق به کسی جز
نبود
جونگکوک به یکباره نگاهش رو به باال داد که جک گفت : لعنت بهت جونگکوک
و قدمهاش رو سمت پله ها تند کرد..
جونگکوک حرصی قاشقش رو توی بشقاب انداخت و زیر لب غرید : حاال واسه من دلسوز شده!
کمی به طراف نگاه کرد از جاش بلند شد : کوفت کردید شاممو
سمت اتاقش رفت و در رو محکم بست...
|فلش بک 2017|
روزهایی که میگذشت باعث صمیمی تر شدنش با اون دخترک کوچولوی شیرین میشد..
تلفنش رو برداشت تا اولین نفری که این خبر رو میشنوه ههرا باشه
ههرا: جونگکوکیییی
+ سالم ههرا..یه خبر خوب دارم
ههرا : چیشده
+ از طرف مدرسه برای آزمون های دوره ای انتخاب شدم..یعنی کسی که از سئول میره تا امتحان
بده منممم
ههرا : مطمئن بودم انتخاب میشی..تو فوقوالده ای جونگکوک...فقط خودت درکش نکردی...
+ ممنونم
ههرا : فکر نکن شوخی میکنم..تو توی همه چیز خوبی..میدونی..بعضی وقتا حسرت دختری رو
میخورم که قراره کنارت باشه.
دیدگاه ها (۰)

#هانتر پارت ۵۶جونگکوک لبخند آرومی زد و لب پایینش رو به دندون...

الان پارت بزارم کسی بیداره ؟

#هانتر پارت ۵۴_ باش....چ..چشم صدای جک از پایین به گوشش رسید ...

#هانتر پارت ۵۳+ برو تو اشپز خونه خودم صداش میکنم قدمهاش رو س...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4بیشتر از نیم ساعت صدای جونگکوک از توی...

تاوان دیر آمدن پارت یک

The Royal Veil p29 — پارت: شبی که زنده ماندشب آرام به نظر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط