دوست داشتنت را فریاد میزنم

دوست داشتنت را فریاد میزنم
 نَ با حنجره ام  با شعرهایی کِ در نبودت بی وزن شده اند
وآشفته کِ نه قافیه میپذیرند و نه ردیف
دوست داشتنت شرری است کِ بارور میکند احساسم را برای  بارش واژه های عاشقانه و طلوع عشقی محبوس شده
کِ سال ها در انتظار است 
و اینگونه برای جاودانگی اش فریاد خواهم زد
دیدگاه ها (۱)

روزی تو راخواهم بوسید آرامِ آراملطیف تر از شبنم روی برگ گلرو...

پرسید عشق چیست؟ گفتم: آتش است.  گفت مگر آن را دیده ای؟  گفتم...

حریر موهایت را بر زخم هایم بکِشکِ فراموش کنم آزارشان راو آرا...

گفت : بنویس گفتم : از چی ؟ گفت : از هر چی دلت میخواد گفتم : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط